عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

981

زبدة التواريخ ( فارسى )

كردند جهان روشن بر چشم روميان چون رخ زنگى سياه گشت . چاخويان به نقب زدن مشغول شدند و لشكريان به نيزه و سنان دمار از ايشان برآوردند . عاقبت روى از جنگ گردانيده خود را در دريا انداختند و بدان دو جزيره پناه بردند . « [ 1 ] » اشارت عالى نفاد يافت كه لشكريان كشتيها ترتيب كنند ، استادان نجّار را حاضر گردانيدند و امرا به سر كار ايشان بازايستادند . « [ 2 ] » در قرب دو سه روز پنجاه شصت كشتى معتبر كه هريك صد دويست مرد مسلّح درآمدى ترتيب داده شد . چون كشتيها مرتّب گشت در آب انداختند . چون كواكب كه در بحر اخضر فلك جارى است مراكب سفاين در آن بحر روان شد و آب دريا بر اهالى جزيره آتش فعل گشت آيهء « وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ « [ * ] » » « 1 » صفت يافت در ميان آب . دود از نهاد روميان برآمد همه به زينهار درآمدند و به مال امان جان و زندگانى خود بازخريدند . حضرت صاحب قرانى بعد از تسخير آن شهر و جزيره كه تملك آن در سر ملوك گذشته [ 227 - ب ] نگذشته « [ 3 ] » بود و هواى استخلاص آن در ضمير سلاطين رفته نيامده حاكم ايشان را از آنجا كوچ فرمود و از باقى رعايا به مال امانى قانع گشته ، ركاب فلك‌ساى از فلك‌آباد متوجّه جانب آق‌شهر گردانيد در آن ولا گذار رايات همايون حضرت سلطان السّلاطين شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - بود حضرت سلطنت شعارى وظايف طوى و پيشكشهاى پادشاهانه به تقديم رسانيد و از نفايس اموال و انواع اقمشه و اسب و استر « [ 4 ] » چندان پيشكش كرد كه عقل و اصفان از عدّ و بيان آن خيره ماند . اميرزاده سلطان حسين و امير سليمانشاه نيز مراسم خدمات پسنديده از تقوزات و غير آن ترتيب كرده همه در محلّ قبول افتاد و ايشان را به نوازش و خلعت و اكرام مخصوص گردانيد . در اين اثنا محمّد قرامان از قونيه به بندگى حضرت امير صاحب‌قران آمد و به اسم مال امانى و به رسم تحفه و تهانى « [ 5 ] » چندان مال و قماش و اسب و استر آورد كه زيادت از حدّ و قدر و افزون از كيجايى مملكت او بود و بدان سبب او و مملكت او در

--> ( [ 1 ] ) - م : برد . ( [ 2 ] ) - م و ت : بازايستاد . ( [ 3 ] ) - ل و ت : بگذشته . ( [ 4 ] ) - ت : اشتر . ( [ 5 ] ) - ت : « و تهانى » ندارد . ( [ * ] ) آيه 6 ، سوره 81 . ( 1 ) و چون درياها آتش گيرند .